السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

97

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

آنها بعد از ورود به فضاى مكه بر كوه صفا و مروه فرود آمده باشند و ممكن است آن را از باب « اهبطوا مصراً » [ 1 ] تلقى نمود . در حديثى مرفوع به نقل از پيامبر اكرم ( ص ) آمده است . موسى ( ع ) هنگامى كه به آسمان عروج كرد از خداوند خواست تا ميان او و آدم ملاقاتى انجام پذيرد ، خواسته او به اجابت رسيد و موسى خطاب به آدم گفت : [ 2 ] تو كسى هستى كه پروردهء دست قدرت خداوندى ، سراسر بهشت در حيطه استفاده تو بود . پس چگونه نتوانستى از درختى كه مأمور بودى بدان نزديك نشوى ، خوددارى ورزى و بدين سبب با تنزل درجه در زمين مستقر گشتى ، تو با گناهت ما را نيز از جوار قدس برين به زير كشيدى . آنگاه آدم در پاسخ موسى گفت : فرزندم با من كمى مدارا نما چرا كه دشمن از راه نيرنگ بر من وارد گشت و به خدا سوگند ياد كرد كه خيرخواه منست و از وضعيتى كه در آن واقع گشته‌ام اندوهگين و افسرده است . او گفت : من ، تو و همسرت را به سوى درختى راهنمايى خواهم كرد كه تناول از ميوه آن جاودانگى را در پى خواهد داشت و در بيان دلايل خويش حتى از سوگند دروغ به خدا نيز خوددارى نورزيد و من تا آنزمان هرگز گمان نمىكردم كه كسى قادر باشد خداوند را به دروغ ياد نمايد و اينچنين بود كه من بر او اطمينان سپردم و تو اى موسى آيا مىپندارى قبل از اينكه من خلق شوم موجودى همچو من پيدا گشته بود تا بر او قياس ورزم ؟ موسى در پاسخ گفت : بلى در روزگارانى بس طولانى . آنگاه پيامبر ( ص ) فرمودند : آدم و موسى در نهايت بر گرد كعبه طواف بجاى آوردند و اين ملاقات سه بار بوقوع پيوست . لازم به تذكر است كه گفتهء ابليس پيرامون درخت جاودانه سخنى گزاف نيست لكن چون دستور الهى بر عدم استفاده از ميوهء آن درخت و لو بطور موقت رقم خورده

--> است . در روايات آمده است : جاى پاى حضرت آدم ( ع ) به طول تقريبى 70 ذراع بر سنگى از آن كوه نقش بسته است . مجمع البحرين - ج 1 - ص 367 و مراصد الاطلاع - ص 710 [ 1 ] يعنى از بيابانى كه در آن واقع گشته‌ايد بسوى شهر سرازير شويد و با اينكه دو سبب از اسباب منع صرف يعنى علميّت و تأنيث در آن مصر جمع است لكن بدليل ساكن بودن حرف « صاد » ممكن است مقصود همان مصر معروف باشد . مجمع البحرين - ج 2 - ص 404 [ 2 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 10